آلبرت شوایتزر در 14 ژانویه 1875 در کایسنبرگ، در آلزاسعلیا که اکنون جزو کشور فرانسه است، به دنیا آمد و در 4 سپتامبر 1965 در شهر لامبرن جمهوری گابن در آفریقا درگذشت. سرتاسر زندگی این اندیشمند و پزشک انسان دوست، در کارهای علمی و هنری و کمک به محرومترین انسانها گذشت و بهصورت نمونهای از زندگی انسانی زبانزد جهانیان شد. شوایتزر در 1899 به اخذ دکترای فلسفه و الهیات دانشگاه استراسبورگ نائل آمد و با نوشتن کتاب در جستجوی عیسای تاریخی بهعنوان یکی از چهرههای جهانی در الهیات شناخته شد. او علاوه بر پژوهش و تدریس در این رشته، به موسیقی نیز میپرداخت. نوشتههای او در تفسیر آثار یوان سباستیان باخ، دیدگاه جدیدی به کارهای این موسیقیدان بود. شوایتزر، موسیقی باخ را با تعبیری مذهبی، بهعنوان موسیقی ملهم از نیروهای کیهانی جهان طبیعت میشمرد. در سال 1905 وارد دانشکده پزشکی شد تا بعد از فارغالتحصیلی زندگی خود را وقف ماموریتهای انسان دوستانه پزشکی کند. او، در سال 1912 ، یک سال پیش از اخذ دکترای پزشکی، با هلن برسلاو، دانشجوی پرستاری، ازدواج کرد که بعدها بزرگترین کمک شوایتزر بود.
سالی بعد، این دو رهسپار لامبرن گابن شدند تا در حاشیه جنگلی رودخانه اگووه، به همراه بومیان، بیمارستانی تاسیس کنند. با تاسیس این بیمارستان، اشخاص، موسسهها و نهادهای گوناگونی از سرتاسر جهان، با هدایا و کمکهای مالی، شوایتزر را یاری کردند.
در بیمارستان لامبرن، شوایتزر همه کاره بود: از مداوا، جراحی و معالجه بومیان گرفته تا رسیدگی به کارهای دامپزشکی و معالجه حیوانات، و همچنین امور اداری و مالی بیمارستان را خود انجام میداد. با وجود این، کار نویسندگی و پرداختن به موسیقی را نیز کنار نمیگذاشت. در طول همین سالها کتابها و مقالههای زیادی از خود به یادگار گذاشت که میتوان خاطرات کودکی و جوانی، در حاشیه جنگل نخستین، ورای زندگی و اندیشه من را نام برد.
شوایتزر در سال 1924 ، بعد از چند سال دوری از لامبرن بهدلیل وقوع جنگ جهانی اول، دوباره به بیمارستان متروک خود بازگشت و با تلاشی بیشتر، آنجا را آباد ساخت. تا سال 1963 این بیمارستان میتوانست 350 بیمار بپذیرد. همچنین، آسایشگاه جذامیان، که آن نیز به توسط شوایتزر بنا شده بود، 150 جذامی را در خود جای میداد. در این مدت، پزشکان دیگری نیز به شوایتزر پیوسته بودند. 36 پزشک، پرستار و تعدادی از افراد آموزش دیده بومی بیمارستان را اداره میکردند.
در سال 1952 ، جایزه صلح نوبل به شوایتزر اعطا میشود و سخنرانی او بههنگام گرفتن این جایزه، با عنوان مسئله صلح در دنیای فعلی، شهرت جهانی کسب میکند. در سال 1958 ، طی سخنرانی از اسلو، جهانیان را به پیام انساندوستانه خود فرا میخواند. این پیام، که مشتمل بر سه تقاضا بود، با عنوان صلح یا جنگ اتمی ذهنهای آگاه را مجذوب خود میکند.
سرانجام، این عالم الهیات، موسیقیدان و پزشک انسان دوست، به سال 1965، در بیمارستانی که خود در قلب آفریقا بنا کرده بود، و درکنار انسانهای محرومی که زندگی خود را وقف آنها ساخته بود، درمیگذرد و خاطرهای به یاد ماندنی از بشر دوستی به یادگار میگذارد.
موضوعات مرتبط: دانشمندان و مخترعان ، ،
برچسبها:
1- شارل آگوستَن دو کولُن Charles-Augustin de Coulomb
1806 - 1736
او دانشمند فرانسوی است که حرفه اش مهندسی نظامی بود. به علوم و رياضيات علاقه داشت. کولن با ابداع ترازوی پيچشی خاصی توانست ثابت کند که نيروی الکتريکی بين توپ های کوچک باردار از قانون عکس مجذور فاصله پيروی می کند. بررسی های او در اين مورد مشابه کار کاونديش در مورد
گرانش بود.
واحد مقدار الکتريسيته به احترام او کولن ناميده می شود.
2- گئورگ زیمون اهم George Simon Ohm
1854 - 1789
پدر اين دانشمند آلمانی قفل ساز بود، ولی به مطالعهٔ کتاب های علمی علاقه داشت و پسر را نيز تشويق می کرد. اهم در 18 سالگی معلم رياضی شد و پس از گرفتن دکترای رياضی، استاد دانشگاه شهر کلن شد. در اين زمان بود که با استفاده از تشابهی که ميان انتقال گرما و الکتريسيته کشف کرد به اندازه گيری شدت جريان الکتريکی پرداخت و قانونی را ارائه داد که امروز به نام قانون اهم معروف است. انجمن سلطنتی انگلستان بزرگ ترين نشان علمی خود را به پاس کشف اين قانون به او اهدا کرد.
واحد مقاومت الکتريکی به احترام او اهم ناميده می شود.
3- جیمز وات James Watt
1819 - 1736
واحد توان به احترام او وات ناميده می شود.
4- گوستاو کِرشهُف Gustav Robert Kirchhoff
1887 - 1824
شهرت اصلی کِرشهُف، فيزيکدان آلمانی، هنگامی آغاز شد که وی سمت استادی فيزيک دانشگاه هايدلبرگ را به عهده گرفت. او در پيشبرد طيف نمايی و طيف نگاری پژوهش های زيادی انجام داده است و در گسترش کاربردهای رياضی در فيزيک سهم به سزايی دارد.
او قانونی کشف کرد که هر جسم همان پرتوهايی را جذب می کند که خود می تواند گسيل کند، و به نام قانون کِرشهُف معروف شد. او هم چنين با بررسی مدارهای الکتريکی توانست قانون های اول و دوم مدارها را که به قانون جريان ها و قانون اختلاف پتانسيل ها معروف است بيان کند.
5- نیکلا تسلا Nikola Tesla
1943- 1856
تسلا در کرواسی به دنيا آمد. بعداً او به آمريکا مهاجرت کرد و مدتی با اديسون همکاری نمود. اديسون همواره با جريان برق مستقيم کار می کرد ولی تسلا کارکردن با جريان برق متناوب و دارای ولتاژ زياد را عملی ساخت.
به پاس خدمات او يکای شدت ميدان مغناطيسی در SI را با تسلا نشان می دهند.
6- جوزف هنری Joseph Henrye
1887 - 1798
هانری در شهر آلبانی در ايالت نيويورک به دنيا آمد. او در خانوادهٔ فقيری می زيست و از جوانی ناگزير به کار کردن بود. در نتيجه تحصيلات خود را با وقفه و نامرتب ادامه داد. از سيزده سالگی شاگرد ساعت سازی شد ولی شبانه به تحصيل نيز روی آورد و با کوشش بسيار توانست در يکی از مدارس روستايی به شغل معلمی بپردازد. ضمن اين که به تحصيل طب و مهندسی نيز علاقه مند بود و سرانجام به سمت استاد رياضيات و فيزيک انتخاب گرديد.
او از سال 1868 تا پايان عمر رياست آکادمی ملی علوم را عهده دار بود. او در خصوص الکترومغناطيس تجربيات زيادی کسب کرد. از جمله او با پيچيدن سيم های ظريف و عايق بندی شده به دور هسته های آهنی مغناطيس های الکتريکی پر قدرتی را به وجود آورد. سپس به کشف پديدهٔ خودالقايی نائل آمد. او هم چنين يک موتور الکتريکی ساخت که بعداً در تلگراف بسيار مورداستفاده قرار گرفت.
يکای ضريب خودالقايی به احترام او هانری ناميده می شود.
7- مایکل فارادی Michael Faraday
1867 - 1791
فارادی، فيزيک دان و شيمیدان انگليسی، شاگرد يک صحاف بود و به علوم علاقهٔ زيادی داشت. او در کلاس های درس همفری ديوی، شيمی دان معروف آن زمان، حضور می يافت و با يادداشت هايی که آماده می کرد، چنان بر ديوی تأثير گذاشت که از سوی استاد به عنوان دست يار در آزمايشگاه سلطنتی منصوب شد. سرانجام فارادی جانشين ديوی در مديريت آزمايشگاه سلطنتی شد. اولين پژوهش های فارادی در شيمی بود. اما کمی بعد به الکتريسيته و مغناطيس روی آورد و کمک زيادی به پيش برد آن علوم کرد.
او با انجام آزمايش های منظم توانست پديدهٔ القای الکترومغناطيسی را کشف کند. با اين که فارادی در اصل يک آزمايشگر بود ولی با معرفی مفهوم ميدان و تشخيص اين که ميدان های الکتريکی و مغناطيسی را می توان توسط اين خطوط نشان داد، کمک های زيادی به درک بهتر مفهوم ميدان کرد.
به پاس خدمات او يکای ظرفيت خازن را در سيستم بين المللی SI با فاراد (F) نشان می دهند.
8- هانریش فردریش امیل لنز Heinrich Friedrich Emil Lenz
1865 - 1804
هنريچ لنز در سال 1804 در شهر تارکو روسيه به دنيا آمد. او استاد دانشگاه سن پترزبورگ بود که پس از فارادی آزمايشات بسياری را انجام داد. قانون الکترومغناطيسی که قطبيت ولتاژ دو سر يک سيم پيچ که به واسطهٔ تغيير جريان به وجود می آيد، به افتخار او تحت عنوان قانون لنز ناميده شده است.
از دوران اوليهٔ زندگی او اطلاعات کمی در دست است، اما تصور می شود که او در ابتدا برای کشيش شدن مطالعه می کرده است
9- جیمز کلرک ماکسول James Clerk Maxwell
1879 - 1831
ماکسول در اسکاتلند به دنيا آمد. او از کودکی بسيار کنجکاو و دقيق بود و به بازی با ماشين و دستگاه های مکانيکی علاقهٔ زيادی داشت. رفته رفته علاقه و توجه او به رياضيات زيادتر شد و در اين زمينه استعداد فوق العاده ای از خود نشان داد.
10- آندره ماری آمپر Andre Marie Amper
1836 - 1775
آندره ماری آمپر در سال 1775 در شهر ليون فرانسه به دنيا آمد. او کودک نابغه ای بود که تا سن 12سالگی تمام رياضيات را آموخته بود. او در سال 1801 به عنوان استاد فيزيک و شيمی در دانشگاه بورگ مشغول به کار شد و در سال 1809 به عنوان استاد رياضيات در دانشگاه پلی تکنيک ايکل شروع به کار کرد.
آمپر در اوايل سال 1820 ، فرضيهٔ الکتريسيته و خاصيت آهن ربايی را مطرح کرد که مبنای پيشرفت اين فرضيه در قرن نوزدهم شده است. او اولين کسی بود که دستگاه اندازه گيری جريان الکتريکی را ساخت.
واحد جريان الکتريکی به احترام او به نام آمپر ناميده شده است.
11- آلساندرو ولتا Alessandro Volta
1827 - 1745
آلساندرو به سال 1745 در شهر کوموی ايتاليا به دنيا آمد. او فيزيکدانی بود که دستگاه توليد کنندهٔ الکتريسيتهٔ ساکن را اختراع و گاز متان را کشف کرد. او به سال 1778 به عنوان استاد فلسفهٔ طبيعی در پاويا منصوب شد. او از دوست خود لوييچی گالوانی الهام گرفت و در زمينهٔ واکنش هايی ميان فلزات ناهمگن (متفاوت) تحقيقاتی را انجام داد و در سال 1800 اولين باتری را اختراع کرد.
امروزه نام او به عنوان واحد پتانسيل الکتريکی يعنی ولت به کار می رود. هم چنين به احترام او، پتانسيل الکتريکی به نام ولتاژ شناخته می شود.
12- هاینریش رودلف هرتز Heinrich Rudolf Hertz
1896 - 1857
هنريچ رودولف هرتز يک فيزيک دان آلمانی بود که در سال 1857 به دنيا آمد، او اولين شخصی بود که امواج الکترومغناطيسی (راديويی) را دريافت و پخش کرد. بين سال های 1885 تا 1889 که وی استاد فيزيک بود، توانست امواج الکترومغناطيسی را در آزمايشگاه توليد و طول موج و سرعت آن ها را اندازه گيری کند.
او ثابت کرد که ماهيت انعکاس و شکست امواج الکترومغناطيسی مشابه امواج نور است.
واحد فرکانس به احترام او به نام هرتز ناميده شد.
13- لردکلوين William Thomson Baron Kelvin
1907- 1824
انتقال اطلاعات به آن سوی اقيانوس اطلس از طريق کابل های زيردريايی، تحليل رياضی الکتريسيته و ترموديناميک و وحدت بخشيدن به حوزه های مختلف فيزيک از دلايل شهرت اوست.
14- نيکولا سعدی کارنو Nicolas Léonard Sadi Carnot
1832 - 1796
کارنو در يک خانوادهٔ برجسته و ممتاز فرانسوی به دنيا آمد. پدرش رياضیدان انقلابی و طراح نقشه های جنگی بودکه به علت ابداع روش های نوين و مؤثر جنگی در مقابله با دولت های اروپايی طراح پيروزی نام گرفته بود.
پدر کارنو به فرهنگ و ادب فارسی عشق می ورزيد و به علت علاقه زيادش به سعدی، نام ميانی فرزندش را سعدی نهاد.کارنو در شانزده سالگی وارد مدرسه پلی تکنيک شد.گيلوساک، پواسون، آراگو و آمپر از جملهٔ استادان او بودند. پس از اتمام تحصيلات در مدرسه پلی تکنيک وارد ارتش فرانسه شد.
کارنو پس از تحقيقات زياد به اين نتيجه رسيد که بيشترين بازدهی که می توان از هر نوع ماشين گرفت به اختلاف دمای دو چشمهٔ سرد و داغ بستگی دارد. برای اين کار او چرخه ای را معرفی کرد که اکنون به افتخار او « چرخهٔ کارنو » ناميده می شود. کارنو در جوانی و در اوج فعاليت علمی اش در سی وشش سالگی بر اثر ابتلا به بيماری وبا که در آن زمان همه گير شده بود چشم از جهان فرو بست.
برگرفته از وبلاگ کلاله
موضوعات مرتبط: دانشمندان و مخترعان ، ،
برچسبها:
تولد سال 100 ه.ش،طوس،کیمیاگر.يکي از مبهم ترين شخصيت هاي تاريخي اسلامي است؛هيچ وجهي از وجوه شخصيتي جابر ( اصل وجود او، نام او، تاريخ تولد، محل تولد، آثار، مذهب سال وفات و مدفن) مورد اتفاق مورخان نيست.
موضوعات مرتبط: دانشمندان و مخترعان ، ،
برچسبها:
در این مطلب نگاهی داریم به تعدادی از بزرگترین مخترعین تاریخ که به نوعی در زندگی روزمره خودمان هر روز باید از آن ها یاد کنیم.
موضوعات مرتبط: دانشمندان و مخترعان ، ،
برچسبها: